السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: كمال نژاد)

52

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى)

مؤمن است كه هر جا باشد با بركت است ، هر جا كه مؤمن فرود آيد بركت وارد مىشود . از اينروست كه پيامبر اشاره مىكند كه مؤمن وقتى در جايى منزل مىكند و دستهايش را با دعا به سوى خدا بلند مىكند ، زمين سبز مىشود و بركات آسمان بر آن فرو مىبارد . اين حديث از حقيقتى مهم پرده برمىگيرد و آن اين است كه آنچه كه ما تصادف مىنمايم ، در واقع تصادف نيست زيرا همهء دگرگونيهايى كه در زمين و آسمان رخ مىدهد بايد طبق قوانين و سنّتهاى از پيش تعيين شده‌اى باشد . مردم در گذشته و در آن زمان كه نظامهاى هستى براى آنان ناشناخته بود همه چيز راحتى بيمارى ، و مرگ ، و قطحى و فراوانى را به تصادف ربط مىداند و همهء اينها را تصادفى فرض مىكردند ؛ امّا بعد از آنكه مجموعهء نظامهايى را كه در طبيعت پيرامون ما جريان دارد كشف كرديم دانستيم كه اين تغيير و تحوّلات در واقع مجموعه‌اى از تصادفات نيست ، بلكه همانا تابع نظامها و قوانينى است كه انسان آن را نمىشناخت ؛ زيرا مجموعه‌اى از قضاياى ديگرى باقى مانده است كه انسان آن را هنوز به تصادف نسبت مىدهد ، چرا ؟ پاسخ اين است كه رابطهء اين قضايا با هم و با عمل انسان ، تا امروز براى ما ناشناخته است و تا ابد نيز آن روابط را نخواهيم شناخت . وقتى كه يكى ازما براى انجام كارى مهم و دشوار از خانه بيرون مىآيد و صدقه‌اى به فقيرى مىدهد ، بى آنكه گرفتار بلايى شود كارش را به انجام مىرساند و بار ديگر كه پس از ارتكاب گناه از خانه خارج مىشود ، تصادفاً در آن روز با چندين مصيبت و مشكل روبرو مىگردد آيا به راستى تصادف در اين دو حالت سهمى داشته است ؟ به هيچ وجه . . . ، بلكه در حالت اوّل صدقه بوده است كه بلا را دفع كرده و در حالت دوم گناه سبب نزول مشكلات و مصايب بوده است . دهها مورد مانند اين امورى كه انسان هر روز با آنها روبرو مىشود وجود دارد كه ربط آن به تصادف ممكن نيست ، زيرا هر قضيّه‌اى قانونى دارد ، امّا ما اين قانون